تاثیر کشت مخلوط لوبیا چیتی–گندم سیاه و قارچ مایکوریزا بر جذب نیتروژن و زیست‌توده علف‌های هرز و شاخص‌های سودمندی
کد مقاله : 1039-THIWSC (R2)
نویسندگان
مرضیه طاهری1، علیرضا یدوی *2، محسن موحدی دهنوی3، حمید رضا بلوچی3، حمید اله دادی4
1دانشجوی کارشناسی ارشد آگروتکنولوژی
2عضو هیات علمی دانشگاه یاسوج
3هیات علمی دانشگاه یاسوج
4دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشگاه یاسوج
چکیده مقاله
به‌منظور ارزیابی کارایی کشت مخلوط در بهبود عملکرد، کنترل علف‌های هرز و بهره‌وری منابع، آزمایشی به صورت فاکتوریل دو عاملی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 3 تکرار در سال 1402 اجرا شد. عامل‌ اول آزمایش شامل سامانه‌های کشت (کشت خالص لوبیا چیتی با و بدون کنترل علف‌های هرز، کشت مخلوط لوبیا چیتی با ۳۰، ۶۰ و 90 درصد گندم سیاه بدون کنترل علف‌های هرز، و کشت خالص گندم سیاه بدون کنترل علف‌های هرز) و عامل دوم شامل عدم کاربرد و کاربرد کود زیستی مایکوریزا بود. در این مطالعه، نتایج نشان داد که افزایش سهم گندم‌سیاه در کشت مخلوط با لوبیا چیتی و کاربرد مایکوریزا به‌طور معنی‌داری موجب کاهش نیتروژن و زیست‌توده علف‌های هرز شد؛ به‌طوری‌که نیتروژن علف‌های هرز از 53/2% در کشت خالص لوبیا به 93/0% در تیمار لوبیا چیتی + 90% گندم‌سیاه کاهش یافت. همچنین زیست‌توده علف‌های هرز نیز در همین تیمار تا 66/16 گرم بر مترمربع کاهش یافت. همچنین، کشت مخلوط با ترکیب لوبیا چیتی + 60% گندم‌سیاه بدون کنترل علف‌های هرز بالاترین نسبت برابری زمین (16/2) را نشان داد و بیشترین مقدار AYL به تیمار لوبیا چیتی + 30% گندم‌سیاه بدون مایکوریزا تعلق گرفت. بر اساس این نتایج، به‌نظر می‌رسد استفاده از کشت مخلوط افزایشی با 60% گندم‌سیاه به همراه لوبیا چیتی و تلقیح با مایکوریزا می‌تواند راهکار مؤثری برای بهبود کنترل علف‌های هرز و دستیابی به تولید پایدار در کشت لوبیا چیتی باشد.
کلیدواژه ها
کشت مخلوط افزایشی، کنترل علف‌های هرز، کود زیستی، نسبت برابری زمین
وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر